بد شانسى كه ديگه شاخ و دم نداره!! بعد از عمرى يه تفريح حسابى جور شده بود .اما بايد دقيقا ًتو زمان انتخاب واحد من جور ميشد .اونم اين ترم!!!!! قرار بود يه بنده خدايى برامون زحمتشو بكشه كه يه مشكلي براش پيش اومد.انتخاب واحد اونم افتاد گردن من. بعد از 3 ماه خونه نشيني دلمون خوش شد كه ميزنيم بيرون.اونم گهر.آخه چرااااااااااااااااا؟؟؟ آخ كه چه حالي ميكرديم. اما اشكال نداره.دوستان به جاى ما.اميدوارم خرس نخورتشون.
بعد از 2 ماه چشممون به جمال فضانورد منور شد.ماهم از فرصت نهايت استفاده رو كرديم.اما طبق معمول آخرش علاف شديم. من نميدونم رو چه حسابى من هميشه بايد اين آقا رو بدرقه كنم؟؟؟؟ حالاباز اگه حرف منو گوش كنه كه خوبه!!! علافتيم مهندس
+
نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 18:59 توسط سجاد
|