همش به خاطر رفيق نابابه.چند سال پيش بود .من واسه كنكور درس ميخوندم.يكی از دوستام يه چند وقتی بود افتاده بود تو اين كار.تا اون موقع خلاف سنگينم حرف زدن تو كتابخونه بود.
بعضی روزا با هم ميرفتيم. يواش يواش خوشم اومد طوريكه خودم بهش ميگفتم بريم اونجا.از شانس بد نزديك كتابخونه هم يه دونه از اين چيزا بود.بعد از مدتی يه چيز جديد ميومد.
چند وقتكه گذشت دوباره برگشتم به همون اولی. آخه اون بيشتر فاز ميداد. اصلاً اسمش هم با حال بود.ميرفتم چت ميكردمو مردم رو ميذاشتم سركار.
الان چند وقته با اصرار همون رفيق ناباب دوباره يه چيزای جديدی مصرف ميكنم.
اوايل همه چيز خوب بود اما الان .....همه زندگيم شده مصرف اين كوفتی. از كارو زندگی افتادم. تازه چند روز پيش واسه اينكه پول جنسم جور بشه يخچالمون رو فروختم.![]()
ديگه بسه.يه زمانی واسه خودم كسی بودم.ورزشكار بودم.2 متر قدم بود.اما حالا چی؟ شبيه اين جوجه شدم.![]()
ميگن وقتي يه معتاد ميخواد ترك كنه خيلی سختی ميكشه .اما تازگي ها واسه كم كردن ای سختی ها به اونها يه سری قرص ميدن.البته اين واسه اون دسته از معتادايی كه ميخوان اصولی و تحت نظر پزشك ترك كنن.
حالا يعنی چی؟
يعنی تصميم گرفتم ترك كنم. البته اين ترك موقتی و براي عادت کردن به مصرف کم تجويز ميشه.![]()
از وقتی اين كارتم تموم بشه استفاده از اينترنت به مدت يك ماه تو خونه تعطيل ميشه.براي اينكه از هر جهت به مشكل بر نخورم روزی يك ساعت ميرم سايت دانشگاه.اين همون قرص تسكينه درد بود كه گفتم.![]()
كی گفت نميتونم ؟ مسعود صدای تو بود ؟
حالا كه اين جوره از شنبه شروع ميكنم به درس خوندن .از لج مسعود پنج شونه.
زهره مار به خودت بخند.با شما نبودم با مسعودم .با همون رفیق ناباب
سعي ميكنم روند ترك رو به اطلاع عموم برسونم.![]()
وقتي تحمل لرزيدن نداري چرا خربزه ميخوري؟
خوبه ادم چند چيز رو هميشه داشته باشه:
1: پول كه از همه مهمتره
2: منطق
3: جنبه
4: بليط چون نشون دهنده شخصيته (فقط بليط سازمان اتوبوس راني نه جاي ديگه)
حالا اينا چه ربطي به خربزه خوردن دارن:
اولاً بايد پول داشته باشي كه بتوني خربزه بخري.اگه آدم منطقي باشي بايد قبول كني كه هر كي خربزه مي خوره بايد پاي لرزش هم بشينه . پس بايد جنبه لرزيدن رو داشته باشي كه به مشكل بر نخوري.
ارائه بليط رو هم براي نشون دادن شخصيت توصيه كردن كه خوب ميباشد .![]()
فقط خدا کنه این بار کسی که پیداش میکنه دوباره پرتش نکنه تو آب.![]()
![]()
![]()
تا یادم نرفته بگم که قرار بود این پست رو با اجازه ارنستو ثبت کنم اما چون از ارنستو خبری نشد بدون اجازه ثبتش کردم.![]()
............
با استناد به يك فقره ايميل كه در مورخه ۱۴/۱/۱۳۸۶ براي اينجانب ارسال گرديد رسماً اعلام مي شود كه ارنستو اجازه داد.
۸۶ براى 86 يعنى يه پست با 86 كلمه براى شروع سال 86.
شانس آوردم كه عادت كرديم 1300 رو نگيم چون مجبور مي شدم 1386 كلمه بنويسم.![]()