تبليغاتX
روز نوشت های من

سال نو مبارك.
داشتم فكر ميكردم اولين پستى كه براى سال جديد ميخوام بنويسم در مورد چى باشه.حتماً بايد يه چيزى باشه كه يه ربطى هم به سال جديد داشته باشه.
چند شب پيش همراه يه نفر رفتم يه جايى كه اصلاً دوست ندارم.ماها خيلى وقتا قدر چيزايى رو كه داريم نميدونيم.
شنيدم كه همه موقع سال تحويل دعا ميكنن.من كه اون موقع خوابم اما اگه شما بيداربوديد اميدوارم اولين دعاتون سلامتى همه كسانى باشه كه قدر اين نعمت رو خوب ميدونن.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 13:10 توسط سجاد |

       يه زمانى عيد خيلى مزه داشت.چند روز تعطيلى ،لباس نو ، مهمونى ،اون همه خوردنى و از همه مهمتر عيدى.من چند سال پيش خيلى بيشتر از حالا بوى عيد رو حس ميكردم.
      شايد من اينجورى باشم اما مطمئنم ديگه موقع سال تحويل لباس نونمى پوشيم و بعد از تحويل سال با دوستامون كه اونا هم خوش تيپ كردن نميريم تو كوچه كه عيدى ها مون رو به رخ همديگه بكشيم. يادش به خيرچه قدر خوب بود.
       بايد به بچه ها بگم امسال اين كار رو بكنيم .

..........................................................................................................

 سال 85 هم با كلى خاطرات تلخ و شيرين داره تموم ميشه.اميدوارم سال جديد همون سالى باشه كه منتظرش بوديم.سال برآورده شدن بهترين آرزوها.سالى كه سالهاى سال يادمون بمونه.سالى كه يه همچين روزى يكى از آخرين روزهاى بهترين سال زندگيمون باشه.
                   

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:37 توسط سجاد |

امروز ميخوام مشخصات يه كلاس خوب رو براتون بگم .
اول از همه بايد بگم كه شما هر جلسه يه مراسم شيرينى خورون داريد.اين شيرينى رو مهمون كسى هستيد كه جلسه قبل آخرين نفرى بوده كه اومده سر كلاس .البته ميتونه به جاى شيرينى به تعداد بچه ها موز يا سيب هم بياره.
دوم اينكه شما مجبوريد هواى كلماتى رو كه اسنفاده ميكنيد داشته باشيد چون ممكنه  براتون گرون تموم  بشه وبلافاصله با يه جواب دندان شكن از طرف استادتون مواجه بشيد.منظورم كلماتى كه چند مفهومى هستن و ميشه برداشت هاى مختلفى ازشون داشت.
مثل:انداختن، مشروط كردن ، نمره دادن و.....
سوم اينكه شما تو اين كلاس هيچ گونه اتلاف انرژى نداريد. يعنى نياز نيست خودتون رو خسته كنيد چون در هر حال اگه خيلى با هوش باشيد ميتونيد بفهميد كه اون چيزايى كه استاد محترم ميگه فحش نيست.البته ازاونجايى كه احتياط شرط عقله بهتره هر چند دقيقه يه بار رو به استاد محترم بگى خودتى.
يه كار ديگه هم ميشه كرد .اونم اينه كه قبل از كلاس يكى از دانشجولان عزيز گوشه سمت راست تابلو بنويسه لعنت بر پدر و مادر كسى كه در اين مكان كلمات زشت و ناسزا بنويسد.
چهارم اينكه اين كلاس بايد در بدترين روز و ساعت ممكن برگزار بشه. يعنى جمعه ساعت 14 تا 17 . به خاطر اينكه هم روزتون خراب بشه هم نتونيد فوتبال ببينيد.
اگه كلاستون اين خصوصيات رو داشته باشه شك نكنيد اين كلاس ميتونه يكى از بهترين كلاس هاى دوران تحصيل شما باشه .
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 12:0 توسط سجاد |

بعضی مردونگی ها از هر چی نامردی بدترهستن لطفاً از اين مردونگی ها انجام نديد

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 10:28 توسط سجاد |

نه اشتباه نيومدى .خودشه .آره بابا همونه.
از خدا كه پنهون نيست از شما چه پنهون كه چند روز پيش صاحب خونه جوابم كرد.الان چند وقته دنبال بهانه مى گشت كه خرت و پرتامو بندازه بيرون.آخه اين اواخر نتونستم مرتب و سر وقت مطلب جديد يا به قول بلاگرها پست جديد اضافه كنم.اين بود كه از اونجا زديم بيرون و بعد از كلى اين سايت اون سايت رفتن اين قالب رو پيدا كردم .آخه تو اين اوضاع بد اقتصادى قالب مناسب گير نمياد .بازم خدا رو شكر كه اينجا گيرم اومد.
حالا ما اساسمون رو جمع كرده بوديم كه بريم اما مگه اين جوجه دل ميكنه؟ كلى باهاش حرف زدم تا راضى شده از اونجا بياد بيرون.اگه اشتباه نكنم اون اطراف واسه خودش يه جوجه خوب پيدا كرده بود.
روزگاره  ديگه كاريش نميشه كرد.البته بد هم نشد آخه نزديك عيد يه خونه تكونى هم كردم. به اين ميگن توفيق اجبارى .  

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 10:46 توسط سجاد |

تا وقتي كه چيزي گفته نشده همه چيز خوبه اما وقتي گفته شد....

اینو تو فیلم شنیدم خوشم اومد گفتم اینجا بنویسم

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 17:41 توسط سجاد |